شهید رضا کوه کمری
 
مقام معظم رهبري:سپاه پاسداران، ركن ركين و پايه‏ى محكم دفاع از انقلاب در كشور است.سپاه داراى شأن معنوى و انقلابى است؛ وليد و فرزند انقلاب است؛ تربيت‏شده‏ى دامان انقلاب است و به گردن انقلاب هم حق دارد.بسيج و سپاه پاسداران همچون دو بازوى جمهورى اسلامى باقى و نيرومند خواهند ماند.
خدایا بند گانت را امتحان می کنی، کسانی که آماده شهادتند، کسانی که هر روز شهیدی از بهتربن برادران خود را به دوش می کشند .

 

خدایا ، کوهی از غم و درد را برد ل ما می گذاری تا ا را امتحان کنی ، باران تهمت را بر ما می باری ، اجازه می دهی تا سیل دشمنان به ما حمله کنند ، ما را زیر کوهی از غم می فشری ، در دریای درد ما را غرق می کنی ، ما را بع دست توفان بلا می سپری. آنجه را که دوست داریم ، آنجه را که تا سرحد پرستش دوست داریم، تو آن را از ما می گیری، ما را حتی از عشق محروم می کنی .

من در زندگی خود دیده ام ، تجربه کرده ام کرده ام ، گاه گاهی در درد و غم  و شکنجه و تنهایی فرو رغته بودم ، یکباره خدا عشق کسی را در دلم انداخت ، به وجد آمدم ، به حرکت افتادم ، دنیا در نظرم تغییر کرد ، نسیم سحر حامل پیام های شیرین و روح نواز بود ، چشمک ستارگان با من راز و نیاز می کردند ، و از عمق آسمان بلند اسرار ناشنیدنی وجود را می شنیدم . هیجان طلوع آفتاب به من قدرت و حیات می داد ، زیبایی غروب آفتاب مرا به معراج می برد،از هر برگ سبزی؛ دفتری از علم و خلاقیت و  زیبایی می دیدم ، از هر مرغ هوایی و ماهی دریایی روحم به وجد می آمد ، از هپر سنگریزه آیات وجود خدا را می شنیدم ، اسرار وجودم را عشق، محبت ، ایثار ، ایمان، رستشف شور، شوق، ذوقو جوش و خروش پر می کرد .

دنیا رنگی دیگر داشت ، حیات زیبا و دوست داشتنی بود ، هدف حیات و عشق و پرستش ، و من نیز مشغول به معشوق و محو جاذبه عشق ، در دنیای محبت سیر می کردم و از زیبایی ها لذت می بردم .

آما یکباره می دیدم که خدا آن معشوق دوست داشتنی را از من می گیرد،او را می برد، کوهی از غم و درد بر سرم می کوبد ، دوست داشتنی ها را نابود می کند ، خدا می خواهد به من بکوید که تو معبود دپیگری داری ، تو نباید انسان دیگری را بپرستی ، تو نباد آنچنان در عسق کسی فرو روی که خدا در مرتبه دوم قرار گیرد ، تو باید بفهمی که زیبای مطلف خداست ، آنچه پایدار و ابدی است خداست ؛ این گل عای زیبا ، این برگ های سبز می میرند  و بر خاک می افتند و زیبایی آنها دستخوش طوفان های نبود کننده قرار می گیرد.

تو ای بشر ،حق نداری آنچنان در عشق کسی فرو روی که خدا تحت الشعاع قرار گیرد.

اما ای خدا ،این انسان های پاک تجلی وجود تواند . من آنها را می پرستم چون خلیفه تواند. من آنها را دوست می دارم زیرا تو آنها را دوست می داری

شهید چمران

ای خدا من می خواهم کسی را دوست بدارم که مملوس باشد ، بتوانم با همه ابعاد وجودم، از روح و نفس و جسم  آن معبود را حس کنم ، با دستم لمس نمایم ،با چشم از زیبایی اش لذت ببرم ، با فلبم ازاحساسات پاکش اگاه بشوم و با روحم با او به معراح بروم ، همه ابعاد وجودم را قربانی وجودش کنم و از فنا شدنم بزرگتریتن لذت ابدیت را حس کنم

اما خدا نمی خواهد ، خدا اجازه نمی دهد ، معشئق را از ما می گیرد و آدمی را در گردابی از غم و حسرت فرو می برد      

 از نیایش های دکتر در ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/04/20;ساعت 19:35;  توسط  بی پلاک;  |  زمزمه دل تنگی

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نیایش های دکترچمران در ایران


تاريخ : جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩ | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : حامد | نظرات ()
تمامی حقوق مطالب برای شهید رضا کوه کمری محفوظ می باشد