شهید رضا کوه کمری
 
مقام معظم رهبري:سپاه پاسداران، ركن ركين و پايه‏ى محكم دفاع از انقلاب در كشور است.سپاه داراى شأن معنوى و انقلابى است؛ وليد و فرزند انقلاب است؛ تربيت‏شده‏ى دامان انقلاب است و به گردن انقلاب هم حق دارد.بسيج و سپاه پاسداران همچون دو بازوى جمهورى اسلامى باقى و نيرومند خواهند ماند.

واینگونه است که میان عاشق ومعشوق ارتباطی است عجیب وکششی  است خاص  از سوی معشوق که عاشق را این گونه واله وسرگردان خویش میسازد که در ظلمت شب وی را به خلوتگاه راز میکشاند وبدان جا میرساند که میان محبوب ومحب ذاکر و مذکور عاشق ومعشوق پرده ای نمیماندو محب در محضر ومرآی محبوب باوی تکلم میکند و اورا بسی نزدیک تر از آنچه در تصور آید میابد .

 

هرچه گشتم تا مصداقی برای این معنا سوی المعصومین علیهم السلام پیدا کنم  بالاترین  مصداقی که به ذهنم آمدجز عمه جان امام زمان عجل الله تعالی عقیله بنی  هاشم مخدره زینب سلام الله علیها کسی را نیافتم که امام حسین علیه السلام که چرخش هر دو جهان بسته به گردش چشمان اوست واوست مظهر تام پرورد گار بر زمین از این بانوی مجلله می خواهد که در نماز شب خود اورا دعا کند چه نمازشبی ....چقدر شبیه نمازشب مادر ...بگذریم که قلب ما را تاب این مصیبات نیست الغرض بی دلیل نیست که خانوم زینب سلام الله علیها را شریکه الحسین خوانده اند آری او اینگونه عاشق خالق هستی بودو اینگونه حق متعال را مشاهده مینمود که به این مقام میرسد که با امام علیه السلام  در تمام  تجلیات عرفانی عاشورایش شریک میشود واورا شریکه الحسین می خوانند واو این چنین وصف مینماید عاشورا را که مارایت الا جمیلا.

کربلا .کربلا .کربلا

 

عجب سرزمین پر رمز ورازی که امیرعالم وآدم سر سلسله ی عارفان و عاشقان فرمودند :...ومناخ رکاب ومصارع عشاق شهداءلایسبقهم من کان قبلهم ولایلحقهم من بعدهم

 

واینجا محل فروخوابیدن شترها ومحل شهادت وعشق بازی عشاق همان هایی که کسی از پیشینیان برآنها سبقت نگرفت وکسی از پسینیان به مقام آنها  نمی رسد.

 

آری پروردگار عالم خاصیتی وسری در این سرزمین نهاده است که آن را قابلیت می دهد تا محل پرواز عاشق ترین انسان ها ومحبوبترین افراد نزد او به سمت اوشود .

 

وشایدآن رمز وآن سر این باشد که( کربلا محل بلا ومحفوف به بلاست)

 

آری وخداوند بلا را برای اولیای خود اسرع طریق برای قرب وبهترین نردبان  برای سیروسلوک قرار داده است.

 

وهمین ابتلاست که قلب سالک را آماده ی محبت حضرت محبوب می نمایدودر این محبت است که سالک قربانی یار می شود واین نمی شود مگر درمقام وفای بالله وآن  مقام این باشد که عهد ببندد که وارد میدان بلا شودوآنان که به این مقام رسیده اند واین عهد رابسته اند به مقام شکر در بلا هم می رسند (اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم )

 

ودر این میان بلای عاشورا عظیم ترین ابتلاست 

واین بار بااشک مینویسمنوشته شده توسط :

 

 

سلام برآن کسی که به واسطه وجود او ما سوی الله روزی میخورند وبه وجود او آسمان وزمین پابرجاست

 

السلام علی صاحب العصر والزمان

 

السلام علی صاحب العزاء

 

مهدی جان سلام خدا بر شما ای جان دل ،ای صاحب عزا بازهم ماه عزا رسید وشمابا آن شال سیاهتان وچشمهایتان که خون می بارد وزخم گردیده که هزارو اندی سال برجدخود صبح وشام گریسته است وحال دوباره  ماه محرمش رسیده  است  فدایت شوم

 

کدام محرم ؟

 

همان محرمی که در آن غنچه های خشکیده از عطش وپروانه های پرسوخته وکودکان هراسناک از خون وشمشیروآتش وزنان به اسارت رفته ی گرگان بیابان واجساد پایمال شده سم ستوران،درآن جلوه هایی آفرید که هرگز از ذهن عالم بیرون نخواهد رفت.

 

همان محرمی که  در آن سیدالشهدا فرزند عزیزش علی اکبر را که ممصوص فی ذات الله و اشبه الناس خلقا وخلقا ومنطقا به رسول الله خوانده بودش به میدان فرستاد  واماشد آنچه شد

 

همان محرمی که در آن ابالفضل العباس که محرم سر وعلمدارحسین و رشک آسمانیان وزمینیان بودباتمام غیرت وشجاعتی که داشت در حالی که تنها آرزویش دفاع ومحافظت از امامش بودبه امر امامش رفت ،رفت وعنان اختیارش را به دست عشق سپرد رفت تا آب بیاورد از برای اطفال اما شد آنچه شد.

 

همان محرمی که زینب ندید در آن مگر زیبایی ....

 

همان محرمی که علی اصغر ،عبدالله ،قاسم و....نوشیدند ازجام لایزال ذات احدیت وشد آنچه شد همان  که پروردگار در شانش فرمود ک ه ی ع ص

 

همان ماهی که مردی که عدم هردو جهان وابسته به یک گردش چشمان اوست وعالم امکان به قیمومیت وجود او پابرجاست دست یاری فرشتگان را کنار میزند وخود تنهای تنها قلبش را هدف تیر معشوق میکند آری آن تیرها آن سنگ ها آن نیزه ها همه به اذن خود او بر بدنش اثر میکرد وقومی که با او می جنگیدند از خود او نیرو میگرفتند اما حسین پا از عبودیت وبندگی خود فراتر نمی دهد که اراده اش فانی در اراده خداست ونکرد این کار را مگر لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله   .                                   

 

وهرچه به ظهر عاشورا نزدیک تر می شد چهره اش بشاش تر میشد و...

 

آری حسین به خاطر محبوبش دراوج مظلومیت خونین تن وتشنه لب ،سوخته دل و داغ دیده از اسب بر زمین فتاده سر بر سجده میساید وآنگاه شعله روی وآتشین رخسار آفتابش برمشرق نیزه طلوع می کند واین گونه به عشق ورزی شهره آفاق میشود.

 

وعالیترین مناظر عشق بازی وزیباترین مواطن جمال وجلال الهی ونیکوترین مظاهر اسماءرحمت وغضب را به نمایش میگذارد واین برای حسین جز وصول به اعلی درجه حیات جاویدان وفنای مطلق در ذات احدیت چیزی نبوده است وحسین در برابر فعل محبوب سراسررضایت وتسلیم است وبلکه خواست واراده او فانی در خواست محبوب است.

 

آری کربلا بزم عشاق وحسین مقتول عشق است وچه سرانجام زیبایی .حسین سلطان عشق وامام العاشقین هرچه داشت تمام وکمال  به ذات اقدس احدیت واگذار کرد وخدا نیز خود را به او بخشید وخود دیه وخون بهای اوشد.

 

واین گونه است که حرم حسین حرم الله می شود وزیارت حسین زیارت خدا در عرش ودر حرم او از همه جا آدمی بیشتر احساس نزدیکی به حق متعال میکند وچنین است که کشتی حسین اسرع واوسع در نجات بشریت وسیر وسلوک الی الله می شود.

 

واین مصیبت حسین است  که در آن تمام کاینات مضطرب وآشفته و آسمان وزمین خون میگریند (وجلت وعظمت مصیبتک فی السماوات علی جمیع السماوات )وچرا چنین نباشد که این مصیبت مصیبت کسی است که عالم به وجود او پابرجاست وزمین وآسمان وانسان از صنایع دست اوست .

 

وببین اوج مظلومیت را که چنین عزیزی باید در مقابل دشمن مجبور به معرفی اصل ونصب خود شود ؟وجواب آن هلهله ،کف ،صوت ،تیر ونیزه وسنگ باشد .عجب ازاین قوم ؟همان قومی که امت جدش خوانده میشوند که دارند با عین الله ،قلب الله ،یدالله ،ثارالله اینگونه رفتار می کنند.عجبا؟فلذافرمود ند:(عظمت المصیبه وجلت الرضیه )

 

واین چنین توهین به حسین وقتال باحسین توهین وقتال با مقام احدیت است ومظلومیت حسین مظلومیت خداست.

 

بگذریم ای صاحب من :

 

یابن الحسن ای لنگر آسمان وزمین ای قلب عالم عذر میخواهم خاک بردهانم نمی خواستم شمارا رنج دهم که میدانم این سخنها که شنیدنش برای ما درد آور است شما که دیده اید چه غم عظمایی دارید وفدای مادرتان فاطمه که این روز ها در کربلا وقتلگاه همراه پسرش شاهد عشق بازی حسین با پروردگار عالم است وچه میکشد  که من نمیدانم وشما میدانید . وفدای قلب صبور عمه جانتان زینب که وارث این عشق بازی ها از یک طرف سکه وشاهد مصیبت ها ودردها ازطرف دیگر این سکه است آقای من همه ی این هارا گفتم که بگویم محرم آمد پس مولای من

 

 

 

یا صاحب العزاءاذن لنا فی البکاء فی مصیبه الحسین علیه السلام

 

و چه زیباست سلوک همراه با ابتلای  عاشورایی حسین  علیه السلام

 

وچه زیباتر اینکه حسین مارا در بلای خویش شریک نماید

 

که آنچه در شب عاشورا ودر آخرین مرحله امتحان ،برای ورود به عاشورا اتفاق افتاد این بود که سیدالشهدا علیه السلام عنایت فرموده اصحاب را در این بلای عظیم شریک نمودند ، تا امتحان پس دادند واستقامت کردند وماندند آنان ابتلای عظیم حسین را در ظرف وجودی خودشان شهود نمودند وهمین بود که آنان را بی تاب کرده بود وباهمه وجود تلاش می کردند تا برای ولی خدا خویش را فدا کنند تا فنا شوند

 

وفنا شوند تا به بقاءبرسند...خوشا به حال آنان ویا لیتنا کنا معهم

 

وبیایید چنین دعاکنیم که

 

ان یجعلنی معکم فی الدنیا والاخره وان یثبت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا والاخره واساله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله وان یرزقنی طلب ثاری کم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم

 

اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود وثبت لی قم صدق عندک مع الحسین واصحاب الحسین الذین بذلوا مهجم دون الحسین علیه السلام  .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : حامد | نظرات ()
تمامی حقوق مطالب برای شهید رضا کوه کمری محفوظ می باشد