پرستوهای عاشق

سال جدید
شهدا این زخم خوردگان تیر عشق، این بی توقعان بی توقع تر از کویر! رفتند تا ابرهای سیاه را از آسمان اندیشه ها فراری دهند - رفتند تا زمستان بوی بهار بگیرد، اگرچه نگاه های سرد همیشه بر سنگ فرش مزار مقدسشان جا خوش کرده!

آنانی که قصه عشقشان با قصه عشق فرهادها و مجنون ها هرگز قابل قیاس نیست، پرستوهای عاشقی که بی شک زمینی نبودند.

من با تمام وجود در تو جاری می شوم تا در میان نیزارها و نیزه شکسته ها، سرهای ستاره گون برادرانم را به دامن گیرم و برایشان از زخم بگویم، از اسارت، از تنهایی، از غربت، از…
/ 1 نظر / 15 بازدید
شبیر

هی دست می‌رود به کمرها یکی یکی وقتی که می‌رسند خبرها یکی یکی خم گشته است قد پدرها دوتا دوتا وقتی که می‌رسند پسرها یکی یکی باب نیاز باب شهادت درِ بهشت روی تو باز شد همه درها یکی یکی سردار بی‌سر آمده‌ای تا که خم شوند از روی دارها همه سرها یکی یکی رفتی که وا شوند پس از تو به چشم ما مشتِ پُر قضا و قدرها یکی یکی رفتی که بین مردم دنیا عوض شود درباره‌ی بهشت نظرها یکی یکی در آسمان دهیم به هم ما نشانشان آنان که گم شدند سحرها یکی یکی آنان که تا سحر به تماشای یادشان قد راست می‌کنند پدرها یکی یکی مهدی رحیمی - متولد 1360- دلیجان استان مرکزی