اربعین عشق



خدایا! ابراهیم را گفتی که عزیزترین فرزندش را قربانی کند، و او اسماعیل را مهیای قربان کرد....

هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدیک می کرد، ندا آمد دست نگه‌دار.

ابراهیم آزمایش خود را داد ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربان شود (استحقاق قربانی شود)

زمان زیادی گذشت، تا قربانی کاملی، که عزیزترین فرزندان آدم بود، بدرجه ارزش قربانی شدن رسید و در همان راه خدا قربانی شد و او حسین بود.

خدایا! تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه بسوی قربانگاه عشق حرکت کردم.... اما تو می‌خواستی که این قربانی هر چه با شکوه‌تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندانم را و عزیزترین کسانم را به ‌قربانی پذیرفتی .... و مرا در آتش اشتیاق گذاشتی....

شهید مصطفی چمران

/ 0 نظر / 13 بازدید